سيد جعفر سجادى
1423
فرهنگ معارف اسلامى ( فارسى )
انجام مقتضيات خود ، به كمال نهايى و يا نزديك بدان برسند . و چه بسا باشد كه فطرت شايان و لايقى در يك قسمت از فنون همچنان مهمل گذارده شود و در جهت تمرين و آموختگى آن كارى انجام نشود و به وسيلهء امورى كه معد آن بود تربيت نشود ، و مدت زمانى برين وضع بگذرد در نتيجه باطل و تباه گردد و استعداد نهفته تباه شود ، و گاه بود كه آن قوت تمرين داده شود لكن در جهت امورى پست يعنى از مسائل و امورى كه معد و مستعد آنست در راه تربيت و تمرين آن از نوع نامناسب آن برگزيده شود ، قهرا درين حال آن استعداد از توجه و عادت به افعال برتر و عالى به سوى كارهاى فرود از آن نوع فن ، گرايش مىيابد و بدان عادت مىكند . به طور كلى مردم طبيعتا از لحاظ مراتب فنون ، گوناگونند بر حسب تفاضل و گوناگونى انواع و اجناس صنايع و علومى كه طبيعتا معد براى گرايش بدانها مىباشند ، ازين كه بگذريم هر دستهء از مردم كه طبيعتا معد براى قسمتى از آن نوع از علومند باز بر حسب تفاضل و اختلاف اجزاء همان نوع از علم نيز مختلفاند و مثلا آن گروهى كه معد - فراگيرى و انجام قسمت پست نوع خاصى از علومند به جز آن گروهى هستند كه معد براى قسمت عالى و برتر آنند . ازين مرحله كه بگذريم در مراحل بعد ، يعنى در انواع و اصناف هر علمى و فنى نيز وضع بدين منوال است كه استعدادها و فطرتهاى افراد هر گروه باز نسبت به فن و علمى كه مستعد آنست متفاضل و گوناگون است يعنى بعضى در آن قسمت صاحب استعداد كاملند ، در قسمت عالى آن يا پست آن ، و بعضى استعدادشان ناقص است . باز ازين مرحله گذشته آنان كه در استعداد براى تبحر و انجام كارى متساويند در مرتبت تمرين و آموختگى در اثر اختلاف در تربيت و تمرين و تعليم متفاضل و مختلف مىشوند و ازين مرتبت كه بگذريم كسانى هم كه از لحاظ تربيت و آموختگى متساويند و تحت يك شرايط ، تربيت و آموخته شده باشند باز هم در دريافت متفاضلند و گوناگون . و آنكه در فنى از فنون و علمى از علوم قدرت استنباط زيادترى دارد بر آن كسى كه قدرت استنباط امور كمترى را دارد رياست خواهد داشت . اينان نيز بر حسب اختلاف قوتهائى كه خود از راه آموزندگى حاصل كردهاند در جهت ارشاد و تعليمات درست و يا بد و نادرست مختلفاند ، در فن خود از لحاظ مقام متفاضلند ، و مثلا كسى كه قدرت بر تعليم خوب و ارشاد درست دارد بر آن كس كه در استنباط ناقص است و توانائى اين كار را ندارد رياست دارد ، و ارباب طبايع ناقصه هرگاه در فنى كه مستعد براى آن مىباشند تعلم نمايند و آموخته شوند بر كسانى كه صاحب طبايع عالى مىباشند و لكن تربيت و آموختگى در آن حاصل نكردهاند رياست دارند ، و نيز كسانى كه در مسائل خوب و عالى فن خود آموختگى دارند بر كسانى كه بر مسائل بد و فرود آن فن تعلم و آموختگى يافتهاند رياست دارند . بنا بر اين كسى كه